ميرزا محمد حيدر دوغلات
677
تاريخ رشيدى ( فارسي )
و شنود بسيار ( 329 ر ) دراز كشيد . تسويد اين مفيد به مقصودى نيست ، بلكه سخنى نرفت كه لايق ثبت باشد چنان كه گفتهاند ، چون روزگار تيره گردد عقلها خيره گردد . كامران ميرزا در آرزوى برگشتن و توقعات فوق الحدّ و الوسع « 1 » ، به هر چه كامران ميرزا به غير برگشتن مىگفت پادشاه تمام آن را مبذول مىداشت . مدت هفت ماه ابرام و الحاح بود تا فرصت تنگ و شيرخان به گنگ به دعوى جنگ آمد . نظم : مرگ آمده و نشسته در پيش * تو در پى اين و آن فتاده در غفلت و قلت تجارب * مثل تو كسى نديده ساده اين جمله عظايم دول را * از لادگىها ز دست داده « 2 » در عين ابرام و در حين الحاح ، كامران ميرزا را چند مرضى متضاد عارض شد . هواى هندوستان موجب مواد فاسده 1011 شد و اشتهاى كاذب و ادخال متعاقب ، منجر به سوء القنيه 1012 شد و از ناگواريدن طعام نفخ بواسير مع ورم و شقوق مقعد پيدا آمد . از جهت ورم مقعد ، ضيق بول نيز شد . « 3 » چون امتداد اين امراض به دو سه ماه كشيد همى دق و سوء المزاج عارض شد . « 4 » از اين جهت فى الجمله در غذا و اشربه ميل برودت و رطوبت كردند . استرخا نيز عارض شد ، هر دو دست و پاى از حركت بازماند . ضعف به مثابهء رسيد كه ؛ بيت : لاغر شدم چنان كه چو چنگ از برون پوست * بر تن رگى كه هست مرا مىتوان شمرد در معالجه و مداوا بندگى مير ابو البقا ، مسيح آسا ، يد بيضا مىنمودند . كامران ميرزا البته مبالغ بود كه به لاهور برگردد . « 5 » چون اشتداد مرض غالب شد ، برگشتن مصمم گشت . برگشتن كامران ميرزا اقبال شيرخان و ادبار چغتاى بود چندانكه پادشاه مبالغهها نمود كه اكثر لشكر و مردم سرور را به رسم كومك گذارد ، كامران ميرزا بر خلاف آن سعى
--> ( 1 ) . نگ : - و توقعات فوق الحدّ و الوسم . ( 2 ) . نگ : - نظم مرگ آمده . . . داده . ( 3 ) . نگ : - و اشتهاى . . . شد . ( 4 ) . نگ : - همى . . . عارض شد . ( 5 ) . نگ : - ضعف به مثابهء . . . برگردد .